محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1844
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گفتند : « از ناسازگارى آن ديار است » عمر در حوايج آنها نگريست و زود پسشان فرستاد . گويد : عتبة بن وعل و ذو القرط و ابن ذى السنينه و ابن حجير و بشر ، جزو فرستادگان عبدا لله بن معتم بودند و خواستند دربارهء بنى تغلب با عمر پيمان كنند پيمان كنند عمر پيمان چنان كرد كه هر كه از آنها مسلمان شود حقوق و تكاليف مسلمانان دارد و هر كه نشود جزيه دهد كه ضرورت مسلمان شدن براى عربان جزيرة العرب بود . گفتند : « در اين صورت فرار مىكنند و پراكنده مىشوند و عجم ميشوند كارى نكوتر بايد كه زكات دهند » گفت : « نه ، جز جزيه دادن راهى نيست » گفتند : « جزيهء آنها را همانند صدقه مقرر كن كه از حاصل كار خود بدهند » عمر چنان كرد به شرط آنكه مواليد پدران مسلمان را نصرانى نكنند . گفتند : « چنين باشد » اين تغلبيان و آن گروه از مردم اياد و نمر كه مطيع آنها بودند پيش سعد به مداين رفتند و پس از آن با وى در كوفه منزل گرفتند و بعضىشان نيز از مسلمان و ذمى مطابق پيمانى كه از عمر برايشان گرفته شده بود در ديار خويش بجا ماندند . شعبى گويد : حذيفه به عمر نوشت كه شكمهاى عربان افتاده و بازوهايشان لاغر شده و رنگشان دگرگون شده ، در آن هنگام حذيفه همراه سعد بود . طلحه گويد : عمر به سعد نوشت : « به من خبر بده چرا رنگ و گوشت عربان ديگر شده ؟ » سعد نوشت : « لاغرى عربان و تغيير رنگشان به سبب ناسازگارى مداين و دجله است . » عمر نوشت كه : « بلادى سازگار عربان است كه با شترانشان سازگار باشد ، سلمان و حذيفه را به جستجو بفرست كه جايى بجويند دشتى و دريايى كه ميان من